بررسی نقش غرب در تحولات بحرین

    بیداری رخ داده در جهان اسلام از جمله امور و حوادثی است که ظهور و بروز آن چندان دور از انتظار نبود. به خصوص با توجه به نگرش تکاملی که در فلسفه تاریخ اسلامی مطرح است، غلبه حق بر باطل دیر یا زود صورت می‌گرفت و به نظر می‌آید حرکت‌های صورت گرفته در جهان اسلامی مصداقی بر این گزاره و اصل فلسفه تاریخ باشد. البته اگر مردم و نخبگان این کشورها به این رسالت تاریخی خود آگاه بوده مانع از انحراف شوند. در این میان تنها به مسائل مطرح در خصوص بحرین و دلائل حساسیت بالای آن در چند گزاره کلی خواهیم پرداخت؛

1) موقعیت استراتژیکی و جغرافیایی بحرین؛
بحرین همان‌گونه که شاید بیشتر ما و شما از آن اطلاع داریم بخشی از خاک کشورمان ایران بوده است که در اثر بی‌کفایتی سیاست‌مداران دوران پهلوی حدود سال 1350 با دخالت انگلستان از ایران جدا شد و از این حیث ایران و بحرین دارای اشتراکات فراوانی در فرهنگ هستند. موقعیت این کشور در منطقه حساس خاورمیانه یعنی حوزه خلیج فارس که در تمامی رویکردهای استراتژیک حوزه و منطقه‌ای حساس به شمار می‌آید. بنابراین هرگونه تحول و تغییر در آن، بازتاب وسیع بین‌المللی خواهد داشت. این کشور به دلیل وابستگی حاکمان آن به قدرت‌های استعماری، به عنوان یکی از اصلی‌ترین پایگاه‌هایی نظامی کشورهای غربی به خصوص آمریکا مورد توجه بوده است از این حیث نیز هرگونه رخداد آن به منزله تزلزل در یکی از پایگاه‌های نظامی مهم و اساسی کشور آمریکا خواهد بود.

2) منابع سرشار مادی و انرژی موجود در آن؛
این موضوع با دو جهت عمده در بحرین قابل بررسی است،‌یکی منابع گازی و نفتی این کشور و دیگر بازار فروش بالای آن برای کارخانه‌های بزرگ غربی در زمینه محصولات مصرفی و نیز صنایع نظامی. همان‌گونه که اطلاع دارید، منابع انرژی در جهان امروز یکی از مهمترین موضوعات است. اگر کشوری بتواند بر این ذخایر دسترسی مناسبی داشته باشد منابع قدرت آن تا حدی تثبیت خواهد شد. از این رو کشورهای فاقد این منابع می‌کوشند تا حد امکان رخداد ناخوشایندی در مناطق نفوذ ایشان که دارای این ذخایر هستند رخ ندهد. در کنار این امر عنوان دوم یعنی بازار فروش کالاهای مصرفی و نظامی نیز جایگاه خاص خود را دارد.

3) دیگر این‌که تحولات مثبت در این کشور به معنی از دست رفتن یکی از متحدان غرب و به خصوص اسرائیل در منطقه حساس خاورمیانه بوده و موجب می‌شود حلقه‌های نفوذ اسرائیل در منطقه هرچه بیشتر محدود گردد.

این سه محور نشان می‌دهد تحولات این کشور شاید از جهاتی متفاوت از دیگر تحولات رخ داده در جهان اسلام باشد. لاجرم مقابله‌های صورت گرفته در برابر آن نیز همان‌گونه که مشاهده می‌شود متفاوت از دیگر تحولات است. لشگرکشی دیگر کشورها، حمایت مستقیم و بی‌حد آمریکا از نظام حاکم و نسل‌کشی‌های صورت گرفته و ... همه و همه نشان از تأثیرات مثبت و بالای تحولات بحرین در عرصه بین‌المللی است.
اما وظیفه ما در قبال این تحولات و نیز مقابله‌های صورت گرفته چگونه است؟
شناخت وظیفه در این زمینه نیازمند شناخت دقیق تحولات سیاسی و تاریخی این منطقه است. عدم شناخت زیربناهای تاریخی مسائل موجب می‌شود برخی موضع‌گیری‌های نامناسب صورت گرفته که زمینه از میان رفتن اهداف عالی را فراهم کند. از این رو به نظر می‌آید مداخله و حضور فیزیکی نتواند موجبات یاری را برای قیام مردم بحرین فراهم کند و برعکس ممکن است بهانه بیشتری را برای سرکوب جریان انقلابی به دست حکام و مخالفان دهد. و شاید حمایت های سیاسی، فرهنگی و معنوی از این حرکت و نیز برجسته کردن تحولات آن در مجامع بین‌المللی و منطقه‌ای بیشتر بتواند در راستای دستیابی به اهداف این قیام اثرگذار باشد

برگرفته از پاسخ های سایت پرسمان    ( www.porseman.org)

 

/ 1 نظر / 22 بازدید